تبلیغات
بانوان - خاندان اسوه و حیا
وقتی یزید از او پرسید چرا گریه می کنی فرمود:چگونه گریه نکند کسی که روپوشی ندارد تا با آن صورتش را از تو و نامحرمانی که در مجلس تو حاضرند بپوشاند.(1)
شاید خود یزید از این حرف تعجب کرده باشد که چگونه می شود، شخصیتی همچون سکینه علیها السلام در چنین وضعیتی برای چنین مسئله ای گریه می کند؛ ولی دوستان یزید نمی داند این ها کسانی هستند که مرگ و شهادت در راه خداوند را نابودی نمی بینند بلکه نابودی را در عمل نکردن به دین و مکتب می بینند، همان دینی که امام حسین علیه السلام برای حفظ آن کشته شد، و اینک حجاب نیز جزئی از آن دین است که باید محفوظ بماند تا ثمره این خون ظاهرتر شود. یزید  گویی نمی داند این ها خاندانی هستند که دستورات الهی را بر خواهش های نفسانیشان ترجیح می دهند، و برای زندگی چند روزه دنیا خود را آلوده نمی کنند. یزید فراموش کرده است این ها فرزندان اسوه حیا و عفت و حجاب فاطمه زهرا هستند. این ها فرزندان فاطمه ای هستند که در مقابل نابینا با حجاب وارد شد و فرمود اگر او مرا نمی بیند من که او را می بینم.(2)
بله دوستان کاروان حسینی که در این روزه ها که گویی شاهد حضور آن ها در شام هستیم با آن که زیر دست دشمن بودند و داغدار و مصیبت زده از منزلی به منزلی و از شهری به شهری آنان را می بردند، با نهایت دقت، نسبت به حفظ  شان و مرتبه یک زن پاک دامن و متعهد مراقبت داشتند و در همان حال نیز از سخنرانی های افشاگرانه و انجام رسالت و تبیین و دفاع از اهداف شهدا باز نمی ماندند. حرکت اجتماعی سیاسی، در عین مراعات حجاب و عفاف. و این درسی برای بانوان در همه دوران و همه شرایط است.

(1)برگرفته از مجله فرهنگی اجتماعی لادستان
(2)بحارالانوار ،ج43،ص91






داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 دی 1390 توسط داود
نمایش نظرات 1 تا 30